هر انساني كه ذرهاي از دين سررشته دارد يا بهتر است اين طور گفته بشود كه هرخداشناسي با هر اعتقاد و آيين به اين نكته اذعان دارد و ميداند كه اولياي الهي و انبياي الهي ، هيچكدام به هيچ مدرسه و مكتبي نرفتهاند و به هيچ وجه در كتب مختلف آسماني اديان الهي نديدهايم كه پيامبري يا وصياي به مكتبي يا مدرسهاي يا دانشگاهي رفته باشد.
ميتوان به اين نتيجه رسيد كه كليه پيامبران الهي درس ناخوانده بودند و يا به اصطلاح «امّي»بودهاند. و فقط و فقط از سرچشمهي وحياني و علم لايزال الهي،علم خود را بدست آوردهاند.
نتيجه كلي از چند سطر ماضي اين است كه ميتوان به دو استنباط نهايي رسيد:
1- هركس كه پيامبر بود و ادعاي رسالت الهي را داشت در هيچ كلاس درسي شركت نكرده و نميكرد.
2- اگر كسي ادعاي پيامبري داشت و يا حتي ادعاي وصايت و امامت داشت كه، قبلاً دركلاس درسي شركت كرده و يا تلّمذ كلاسيك داشته، دروغ گفته و ادعايش پوچ و بياساس است. مگر اينكه خداوند متعال در سنّتش استثنا داشته باشد. و در كتابي از كتب آسماني
وعدهي پيامبري يا وصايتي با اين ويژگي كه «او امّي نخواهد بود» را فرموده باشد و وعده به اين استثنا داده باشد.
پس اگر كسي يا كساني كه ادعاي نبوت يا وصايت دارند و يا عدهي ديگري سعي در اثبات پيامراني يا اوصيايي با اين ويژگي دارند كه شامل همان استثنا است بايد دو دليل حداقل داشته باشند:
1- آن استثنا در كلام خدا را بيان كنند
2- و يا دليلي بياورند كه پيامبريشان يا الهي بودنشان با اصل «اممّيت» تناقض نداشته باشدو از آنجا كه بهاييان براي اثبات ادعاهايشان مبني بر الهي بودن سيد باب ( كه معلوم نيست كه او چه ادعايي داشته، گاهي بابيت امام زمان، گاهي امامت و قائميت، گاهي نبوت و حتي الوهيت) ادعا دارند كه او «امّي» بوده برآن شدم كه با مطالعه چند كتاب معتبر بهاييان اصل
الهي بودن سيد باب رو رد كنم. و منتظر يك بهايي يا حتي غير بهايي خواهم ماند تا آن استثنا را برايم بياورد.
در آن كتب بهايي مثلاً در كتاب «اسرار الْآثار» كه جناب آقاي فاضل مازندراني فرمودهاند كه سيد باب در درسهاي سيد كاظم رشتي در كربلا شركت كرده. اينطور فرمودهاند:« تلمّذ سيد باب به صغر سن در مكتب شيراز نزد معلمي كامل، به وضع و مقدار درخورِ آن ايام مسلّم در تاريخ و حضور چندي در محضر درس حاجي سيد كاظم رشتي به كربلا در ايام شباب نيز مصرح
در كلمات خودشان است.........»
فكر ميكنم همين يك مطلب و نقل قول از يك بزرگ اين دين بس باشد براي رد ادعاي اميّت سيّد باب. |